که درسی

 

خداوند به ما داد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ز- بومی

 

 

درسی که خداوند به ما داد!

 

اگرکسی حکومتی ساخت و ادعا کرد سایۀ خدا ست، هرکس باشد بیش ازیک دروغ گو نیست. تا وقتی از جلال و جبروت او بترسید، باید سربه زیرباشید و ازاو اطاعت کنید و اوهم به همراه جنایت کاران سرسپرده ا ش چون« وامپیر» خون تمامی شما را خواهد مکید. اگرمی خواهید از ستم چنین ظالم خون خواری خلاص شوید، اول باید ازترس خود برهید. اززرق و برق آنها نهراسید که هرچه پرزرق و برق تراند توخالی تراند. اگر تنها به جنگ او بروید شما را در سیاه چالها و شکنجه گاهها خرد و خمیرخواهد کرد. قانون می سازد. محاکمه می کند. در خیابان، درمنزل و هرکجا که به شما مظنون شود، همان جا به وسیلۀ عوامل خود شما را سر به نیست می کند. پس متحد شوید. به هیچ عنوان نگذارید بین شما شکاف بیندازند. به خیابان بیائید و خواسته های خود را اعلام کنید و با صدای بلند، و با فریاد اعتراض تان را به گوش مردم خود و جهان برسا نید. با اعتصاب خواسته هایتان را مطرح سازید.

 

انقلاب مسلحانه آن وقت به پیروزی نزدیک می شود که شما با شجاعت تمام جلوی ارتش سرتا پا مجهز بایستید و ازمرگ نهراسید. در این مرحله است که پای ارتش در برابر برادران و خواهرانش می لرزد وکم کم متزلزل می شود. نه در بار اول یا دوم، ولی بالاخره با ادامۀ مبارزه، ارتش پرزرق وبرقش داغان می شود.

 

آن وقت اسلحه به دست با برادران ارتشی خود به قلب « وامپیر خون آشام » حمله کنید. اگرتا متلاشی کردن کامل کلۀ وامپیرشک و تردید کردید، بدانید که شکست می خورید.

 

پس ازسرنگونی وامپیر، بعضی اصلاح طلبان خواهان نابودی « ستار خان ها » می شوند. زنهار، چنین کاری نکنید که به دست « رضا خان های » دست نشاندۀ انگلیس و سپس به زیریوغ ستم « پسررضاخان ها» گرفتار می شوید.

 

هرکس درهرمقام یا با هرقدرتی تحت عناوین مختلف، در صدد تحدید آزادی شما مردم انقلابی برآید، به هرنوع که باشد همه یک دل و یک جان به دفاع ازحق خود برخیزید، وگرنه برشما همان می رود که در انقلاب مشروطیت و در طی چند دهه پیش برمردم انقلابی این سرزمین رفت.

 

وقتی جنبش چپ را با قانون به اصطلاح ضد اشتراکی کوبیدند، شما را هم با همان قانون خواهند کوبید. اگر مسلمانید، « مارکسیست اسلامی » خواهید شد. اگر در جبهۀ ملی هستید، « جبهۀ ملی مارکسیست » نامیده می شوید. و اگرحتی ازمحافظه کارترین قشرهای جامعه باشید و مخالفت خود را ابرازکنید، شما را هم با برچسب « محافظه کارمارکسیست » خواهند کوبید.

 

شاید در مورد « ابوجهل » خوانده اید که درمخالفت ویا بحث با پیامبرمحمد (ص) همیشه آزاد بود. پس ازآزادی درارائۀ نظر خود نهراسید. آنچه که آدمها را خوارو ذلیل می کند همان دیکتاتوری است. این سرکوب یا به وسیلۀ « هیتلر» به نام « ناسیونال سوسیالیزم » ، یا توسط استالین به نام « دیکتاتوری استالینی »، یا به وسیلۀ پسررضاخان به نام « مدرنیزه کردن »، یا ظلم یزید و بنی امیّه به نام « اسلام » و...... انجام شده است.

 

حالا که با اتحاد، شجاعت، و ازجان گذشتن درآستانۀ پیروزی هستید از آزادی شما را نترسانند که هرچه به سرمردم ما آمده است از ترس بوده است. حتی حزب توده هم اگرآزاد باشد، با سابقۀ پیروی از استا لینیزم ودر نتیجه به شکست کشاندن انقلاب گذشتۀ ایران، محلی از اِعراب نخواهد داشت.

 

برای تکمیل این موفقیت از سه اصل دفاع کنید: « آزادی، آزادی، آزادی » . درسایۀ این اصل مهم است که جامعۀ پیشرفته مفهوم واقعی اش را می یابد.

 

به یاد آاورید که مردم ما چند صد سا ل روزعاشورا برای حسین (ع) شیون و زاری کردند وناله سردادند ولی عاشورای امسال را که مثل یاران حسین برای آزادی در مقابل ظلم ایستادند و سینه سپرکردند بالاخره پیروز شدند. صدها عاشورای با شیون، بدون نتیجه، یک عاشورا مبارزۀ حسینی علیه ستم یزیدی با نتیجۀ ظفرآفرین! بالاخره به یاد داشته باشید که وقتی پیروزشدید که همۀ شما مبارزان، با ایمان و عقیدۀ متفاوت، دریک جبهه واحد در برابر ظالم سینه سپرکردید. حالا پس از این پیروزی هم سنگرهای خود را فراموش نکنید. آنها هم « آزادی » می خواهند. اگر شما هم « آزادی » شکن شوید، همان برشما خواهد آمد که بر« یزید، هیتلر، استالین، رضاخان، و پسررضاخان و...... » آمد. اگر هم قصد برپائی حکومت اسلامی واقعی دارید، اول « ربا » را که درشریعت اسلامی حرام است، منسوخ کنید. یعنی تمام وام های بانکی بدون بهره بازپرداخت شود. اگر درانجام این کار موفق شدید، از آن پس، دربرقراری سایرشئون اسلامی اقدام کنید.

 

آری، عزیزان هم وطن من، « خدا » را به هر شکل که می خواهید بپرستید. موضوع حکومت ها و این سلطه طلبی ها هم همه « موضوع اقتصادی و مبارزۀ طبقاتی » است. هرچند که پسررضاخان دست به کمربُرد و گفت: « درایران طبقه وجود ندارد». ولی در جریان انقلاب شکوهمند ایران دیدیم که طبقه وجود دارد وبه صورت چشمگیری هم وجود دارد، آن چنانکه می تواند طبقۀ حاکم ، یعنی عوامل امپریا لیسم امریکا را به میدان تیر هم رهسپارکند.

 

زـ بومی

یازدهم اسفند هزاروسیصد وپنجاه و هفت

مطابق

جمعه، دوم مارچ هزارو نهصد وهفتاد و نه

بیمارستان سنت مری، لندن

 

 

 

© 2010 Faramak Zahraie  |   Disclaimer  |   Contact Us