مقارن قتل عام میدان شهدا(ژاله سابق)

نوشته شد.

مخترع کنایه ای به نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختراع

حیوانی انسان نما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ز- بومی

 

رَ تَ ت ت ت ق رَ ت ت ت تق

 

رت ت ت ت تق

 

زنانی که بچه در بغل داشتند و زنانی که بچه در بغل نداشتند، به دنبال این صدای آهنگین مسلسل های ساخت ایالات متحدۀ امریکا، در خون خود به اسفالت خیابان غلطیدند! کودکی چهار ساله نیزبا یک گلوله افتاد. مادرخودش را روی فرزندش انداخت. او هم هدف گلولۀ بعدی قرارگرفت. پسران و دختران دوازده تا شانزده ساله، جوانان، زنان، مردان، پیرزنان، و پیرمردان افتادند. خون برگسترۀ میدا ن ژاله و جوی های اطراف آن جاری شد. نام میدان ژاله به « میدان شهدا » تغییریافت. هنوزهم آهنگ ر ت ت تق شاهنشاهی ادامه داشت. صف اول، صف دوم و صف های دیگری از جمعیت درو شد. آنان که افتادند دیگر نتوانستند برخیزند وآنان که نشسته بودند هنوزتکان نمی خوردند. آهنگ مرگ ادامه داشت. بازهم ردیف های دیگری افتادند. جمعیت در برابراین خونخواری بُهت زده بود. مردانی که نمی خواستند تمام نیروی انسانی جمعیت با تیرهای مسلسل های شاهنشاهی درو شود، فرمان عقب نشینی دادند. حالا زنده ها تکان خوردند و به عقب نشینی در کوچه های اطراف پرداختند و مسلسل ها هم آنها را تعقیب کردند. در کوچه ها، حتی در خانه ها به دنبال آنها، به کشت و کشتارادامه دادند – هلیکوپترها ازبالا و نیروهای ددمنش ازپائین. استاد امریکائی دانشگاه کالیفرنیا گفت حداقل چهارهزاروپانصد نفر کشته شده اند. ا و به آمار گورستان بهشت زهرا استناد کرد. مردم می گویند کشته ها بیش ازهزاران نفراست. کامیون های ارتشی آمدند افتادگان را، آنها که نفسی نداشتند و آنها که ناله ای می کردند به کامیونها انداختند. گفته شده است که علاوه بر آنها که دربهشت زهرا به خاک سپرده شده اند، عدۀ زیادی در گودال های اطراف تهران ریخته شدند. می گویند عده ای هنوز ناله می کردند که به گودال ها ریخته شدند و تراکتورها روی همۀ آنها را با خاک تسطیح کردند – آنها زنده به گور شدند.

 

می گویند: زیرعمل جراحی زخمی ها گفته اند: « خدایا شهادت ما را بپذیر» .

می گویند: هلیکوپترها تا کوچه های بن بست مردم را تعقیب کردند و آنها را به مسلسل بستند.

می گویند: سربازان مسلسل به دست مردم را حتی تا داخل خانه ها تعقیب کرده و کشته اند.

می گویند: عده ای از سربازان اوامر مافوق را اطاعت نکرده اند.

می گویند: ده ها نفرازسربازان به جرم سرپیچی ازاوامرمافوق اعدام شده اند.

می کویند: سربازی پس از آن که فرمانده اش را کشته، خودکشی کرده است.

دوستی از تهران تلفنی به من خبر داد:

می بینم: بر دیواراکثرکوچه ها و خیابان ها نوشته شده است: « مرگ بر شاه خائن » .

می بینم: روی این شعارها را با رنگ پوشانده اند.

می بینم: همان طورکه خون شهدا اززیرهمۀ سرپوشها خود را نشان می دهند، « مرگ برشاه خائن» ها

هم از زیررنگ ها پیدا هستند.

 

ما، چه هشتاد و شش نفرآماردولتی را قبول کنیم، چه چهارهزاروپانصد نفر استاد امریکائی، چه گفته های مردم که کشته شدگان را هزاران نفر می گویند، نتیجه یکی است، نتیجه این است که یک « کشتاردسته جمعی » ، کشتارمردم بی سلاح، کشتارمردمی که گناهشان این است که حکومت غارتگران ثروت ملی خود را نمی خواهند.

 

این همان کاری است که هیتلر کرد. موسولینی انجام داد و همین سازمان ملل، همین آقای کارتر، همین آقای برژنف، همین آقای ژیسکاردستن، همین آقای کالاگان آنها را محکوم کردند.

 

ولی حالا، کارتر می گوید: « ما قویاً از شاه پشتیبانی می کنیم» . برژنف تبریک می گوید. هواکوفنگ موافقت دارد. ژیسکاردستن هر صدای مخالفی را خاموش می کند. کالاگان ساکت است. وسازمان ملل هم گویا خوابش برده و یا وانمود می کند که هرگز چنین نفس کُشي اتفاق نیفتاده است.

 

* * * *

 

در چنین شرایطی است که حیوان انسان نمای ما مشغول اختراع خود شده است. حتماً خیال می کنید دارد از تکه های بمب اتمی عکس برداری می کند، آن ها را خیلی کوچک می کند و در نظردارد که بمب اتمی بسیار کوچولوئی بسازد که فقط درفاصلۀ هزارمتری مؤثرباشد و با یک لولۀ پرتاب، آن را به کمک مردم بی سلاح ما بفرستد که کاخ ظلم را ویران کند؟

 

شاید خیال می کنید ماشینی اختراع کرده است که روی زمین، دردریا وهوا حرکت می کند. این ماشین روئین تن است. هیچ سلاحی برآن مؤثر نیست و ازاطراف آن لوله های سلاح های مؤثرش می تواند به هرکجا که لازم باشد نشانه رود. مخترع ما می خواهد با این وسیله به کاخ همایونی، همان جا که الان شاهنشاه آریا مهربه شریف امامی التماس می کند، به امینی التماس می کند. به جم التماس می کند که او را نجات دهد. از زاهدی واهمه دارد که مبادا کودتائی که برای او کرد برای دیگری هم سرهم بندی کند، بله بالای آن کاخ برود و ضحاک قرن بیستم را به تسلیم وا دارد؟

 

فکر می کنید مشغول اختراع وسیله ایست که بتواند خیلی سریع گلوله ها را از بدن شهیدان خارج کند و جای زخم آن ها را جوش دهد تا دیگر مسلسل های امریکائی و روسی بی اثر شوند؟

 

نه! این حیوان انسان نما اختراع خود را تکمیل کرده است و می گوید:

 

نیم ماله های نازک صابون خودتان را نگذارید هدررود. تا آخرین ذرۀ آن را مورد استفاده قرار دهید. می دانید چه طور؟ خیلی ساده است. قبل ازآن که نیم ماله آن قدر نازک شود که خُرد شود، آن را روی یک صابون نو بچسبانید برای دفعۀ بعد به هم جوش می خورند و به این ترتیب حتی یک تکه کوچک از صابون شما هد رنمی رود. ا واز این طریق می خواهد به کسانی که از فشارجور طبقۀ حاکم به جان آمده اند، کمک کند!

 

باز هم همین حیوان انسان نما که در چنین شرایطی به اختراع خودش دل خوش کرده است، به دد منشانی که مردم بی سلاح را کشتار می کنند، و هنوزهم چنتۀ دروغ پردازی شان را برای رنگ و لعاب دادن به روی سخیف و بزه کارشان به کار می گیرند، هزاران بارشرف دارد.

 

این طور نیست؟

 

 

نیویورک ، بیستم شهریور

هزار و سیصد و پنجاه و هفت

 

© 2010 Faramak Zahraie  |   Disclaimer  |   Contact Us